سامانه اداری
بازدید مجازی دبیرستان
بازدید مجازی دبستان
بازی های آموزشی پارابا
نشریه ی دانش آموزی
نرم افزار روانسنجی


خبرنامه>>
  نام:
  نام خانوادگی:
  رایانامه:

 

آخرین نظرات ثبت شده
سه شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۵ ۲۲:۴۲:۱۶
* با سلام و عرض ادب : آقای ارکان یکی از بهترین معلم های انشاء است که تا به حال دیده ام که همیش...
محمد مهدی توسلی
سه شنبه ۱ دی ۱۳۹۴ ۱۱:۵۴:۴۱
* با سلام از زحمات شما سپاسگزارم .
شیرازی
چهارشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۴ ۲۱:۴۸:۱۴
* خیلی اردوی خوبی بود
ارشیا غفاری
سه شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۳:۱۷:۳۱
* سلام به شما و عرض خسته نباشید
مسعود


شرح خبر تاریخ ارسال خبر: 1393/08/20 ساعت: 03:02 دفعات بازدید خبر: 12617
چاپ
مصاحبه با جناب آقای خاکی
مرکز : مرکز تحقیق و توسعه
مهم ترین هدف ما برای این اردو که هر سال مهرماه برگزار می کنیم، شناخت زوایای پنهان رفتاری و شخصیتی دانش آموزان است که این شناخت در مدرسه به راحتی اتفاق نمی افتد.

دانش آموزان پایه چهارم دبستان، در اواخر مهرماه سال تحصیلی جاری، 94-1393 به اردوگاه شهید چمران رفتند. بازخوردی که وقت برگشتن از اردو از دانش آموزان دیدیم خیلی متفاوت بود و تصمیم گرفتیم که با جناب آقای خاکی، معلم پایه چهارم دبستان مصاحبه ای داشته باشیم تا از هدف هر دو معلم بزرگوار، آقایان فتحی و خاکی پیرامون این اردو مطلع باشیم و همچینن از ماجراهای داخل اردو هم باخبر شویم.

 

هدف شما از برگزاری این اردو چه بود؟ آیا اهداف آموزشی و یا تربیتی خاصی را دنبال می کردید؟ یا این که صرفا هدفتان تجربه شادی و برگزاری یک اردوی تفریحی بود؟

معمولا هر سال در نیمه اول مهرماه، بنا داریم یک چنین اردویی را راه اندازی کنیم که بچه ها بتوانند خودشان را تمام و کمال به لحاظ رفتاری به ما نشان دهند. یک رهایی از قید و بندهایی که در ذهنشان وجود دارد داشته باشند تا ما بتوانیم درون دانش آموز را در قالب بازی های مختلفی که آنجا انجام می دهد ببینیم و ضمن اینکه در کنار دیدن درونش، بفهمیم که روابط اجتماعی او با دیگر دانش آموزان به چه شکل است؟ به لحاظ اجتماعی پیشرو هست یا پیرو؟ زودرنج هست یا خیر؟ امسال به جهت اینکه کتاب های درسی تغییر کرد، یک مقدار به خاطر مکثی که روی کتاب های درسی و شروع تدریس داشتیم، این اردوی ما به تأخیر افتاد.

مهم ترین هدف ما برای این اردو که هر سال مهرماه برگزار می کنیم، شناخت زوایای پنهان رفتاری و شخصیتی دانش آموزان است که این شناخت در مدرسه به راحتی اتفاق نمی افتد.

 

اگر امکان دارد بیشتر برایمان توضیح بدهید که چه اتفاقاتی در یک چنین اردوی تفریحی می افتد که در مدرسه امکان رؤیت آن وجود ندارد؟

در اردوگاه شهید چمران فضایی هست که انواع بازی ها وجود دارد. همچنین محدودیت هایی که مدرسه دارد از لحاظ زمانی در آنجا وجود ندارد. علاوه براین، وجود سایر پایه های تحصیلی در مدرسه، محدودیت ایجاد می کند. ما به هیچ وجه در گروه بندی ها دخالت نمی کنیم. هر کسی هر زمین بازی را که دوست داشت انتخاب می کرد و به هر شکلی که می پسندید بازی می کرد. بازی هایی که دانش آموزان انتخاب می کردند، برای ما مهم بود؛ گروه بندی هایشان برای ما اهمیت داشت و همه این مؤلفه ها را برای شناخت بیشتر دانش آموزان یادداشت می کردیم. یک سری از دانش آموزان به هیچ وجه سمت بازی های توپی نرفتند، فقط دنبال سنگ های خاص می گشتند و مجموعه ای از سنگ های خاص را جمع آوری کردند. گروهی از دانش آموزان هم با سرپرستی جناب آقای فراهانی به کوه نوردی پرداختند. در همکاری و مسئولیت پذیری ها هم نمونه های قابل مشاهده، زیاد داشتیم؛ مثلا در پخش غذا و ... . خیلی بیشتر از اینکه ما بچه ها را در داخل مدرسه بشناسیم، در این اردو شناختیم و من از روز بعد از اردو فوق العاده نگاهم به دانش آموزان متفاوت شده بود؛ تفاوت نه به این معنا که تغییر کرده بود، بلکه به این معنا که عمیق تر شده بود. درباره ی تک تک دانش آموزان فهمیدیم که تا چه درست فکر می کردیم و تا چه مقداری تصورمان اشتباه بود بنابراین در مسئولیت هایی که در مدرسه قرار بود به آن ها بدهیم تجدید نظر کردیم.

 

از این مسئولیت ها برای ما بیشتر مثال بزنید تا بیشتر از بازخوردهای اردو بدانیم.

مثلا به برخی از بچه ها گفتیم اگر که ممکن است بین دوستانتان بگردید، ببینید چه کسی غذای اضافه می خواهد. خیلی سخت این کار را قبول کردند، گفتم اگر که دوست ندارید می توانید دو نفر دیگر را جایگزین کنید و یا اینکه بروید و من خودم دو نفر را انتخاب کنم. وقتی فضا را باز گذاشتم، به راحتی پذیرفتند که کمک نکنند. در کنار اینها کسانی بودند که می گفتند اگر می خواهید دوغ بریزید برای بچه ها ما می توانیم کمک کنیم. این نشانگر تفاوت دیدگاه ها و تفاوت شخصیت های آن هاست نه برتری یکی نسبت به دیگری.

گاهی گله مندی هایی در بازی هایشان پیش می آمد که برخی از دانش آموزان سعی در برطرف نمودن آن ها داشتند. می گفتند: «بازیه دیگه؛ مهم نیست. ببخشش بریم به بازی مون ادامه بدیم.»

مثلا یک عده از دانش آموزان هستند که معلوم است که داخل خانه خیلی سرویس و کمک دریافت می کنند. این ها همان دانش آموزانی هستندکه وقتی می خواستند از کوه پایین بیایند که قدری خطر یا ریسک داشت، ریسک نکردند، چون همیشه در این جور موقعیت ها، پدر و مادر کنارشان بوده و در آن لحظه پدر و مادر حضور نداشتند و حالا معلم ها باید به کمک آن ها می آمدند.

مهم ترین تکلیف ما، بلافاصله پس از اردو، نوشتن خاطره و ترسیم نقاشی از اردو است.  زمان هم معین نکردیم چون محدود نشوند و این منع گذاشتن فضای فکر کردن را کم می کند و علت دیگر اینکه همه دانش آموزان خاطرات و نقاشی هایشان را بیاورند. یکی از بچه ها فقط نقاشی کشیده و آن اتفاق برایش قشنگ ترین اتفاق بوده و آن را ترسیم کرده.

بعضی بچه ها وقتی در فوتبال یک گل عقب می افتادند خیلی برایشان سنگین تمام می شد و بغض می کردند و می خواستند زود جبران کنند، معلوم شد که این دانش آموزان تاب عقب افتادن را ندارند. این ها مسائلی است که در مدرسه نمی توان به طور کاملا آن ها را دید.

حتی در تقسیم خوراکی ها با دیگران می شد تفاوت دیدگاه های بچه ها را دید. برخی تمایل به تقسیم خوراکی ها بادیگران را داشتند و برخی اینطور نبودند. این اصلا به این معنا نیست که یکی کار خوبی انجام می دهد و دیگری اشتباه می کند؛ خیر، این تفاوت دیدگاه ها را نشان می دهد. و این تفاوت دیدگاه ها برای منِ معلم به شدت مهم است.

تیپ های شخصیتی با بازی های مختلف تقسیم شدند. یک عده هم وجود داشتند که در دوست یابی و عضویت در گروه دچار مشکل بودند.

حتی بنده و آقای فتحی متوجه شدیم که برخی کلاس ها به لحاظ ورزشی کاملا به دیگری غلبه دارد. تجربه کسب کردیم که به معلم های سال سوم بگوییم که آیتم توانمندی ورزشی را هم در تقسیم بندی کلاس ها لحاظ کنند چون اگر مسابقه ای برگزار شود، کاملا یکی از کلاس ها به دیگری غلبه دارد.

خلق و خوی بچه ها در ارتباط با برخورد با یک مشکل خیلی متفاوت بود. مثلا در گم شدن یک توپ فوتبال؛ خیلی از بچه ها زمان زیادی را صرف پیدا کردن توپ دوستشان کردند.

 این ها مسائلی است که خیلی ریشه ای است و ما اگر بدانیم که کجای جهان ایستادیم، جور دیگری نگاه می کنیم. اینجایی که ما ایستادیم مرکز جهان است چون تمام خلق و خوی پسر  ده ساله ای اسکن می شود، دیده می شود و روزهای بعد معلم با او را می سازد.

بچه ها وقتی سمت ورزش می روند، کامل خودشان هستند اما در حیاط پارسا، یک دانش آموزانی هستند که بازی می کنند.

 

با توجه به صحبت هایی که فرمودید و مواردی از شخصیت بچه ها یافتید، آیا توصیه هایی هم برای والدینشان دارید؟ به هر حال بخش اصلی پازل شخصیتی دانش آموزان را خانواده می سازد و خیلی بهتر است این نگاه عمیق تر و این تجربه شما را هم بدانند و مسیر بهتر تربیت را بشناسند.

بهتر است بگوییم که تمام پازل شخصیتی یک انسان، طبق رویکردهای جدید آموزشی و پرورشی توسط خانواده ساخته می شود. شاید شما مخالف باشید و بگویید پس تأثیر مدرسه چطور؟ حتی انتخاب مدرسه هم با خانواده است، ضمن اینکه پیگیری امور مدرسه هم با خانواده است. گاهی خانواده بخشی از برنامه ی مدرسه با نمی پسندند و به دانش آموز می گویند که تو این کار را نکن من با معلمت صحبت خواهم کرد و این تأثیر منفی زیادی خواهد گذاشت و دانش آموز تصور می کند که پدر و مادر من مدرسه را وتو کردند.

پیشتر گفته می شد که فقط مدرسه انسان ها را می سازد، بعد از مدتی گفتند تلفیقی بین خانه و مدرسه ولی الآن کاملا به سمت خانواده رفته و خانواده حرف اول و آخر را می زند. پس ما امانتدار امانتی هستیم که از خانواده دریافت می کنیم. مثلا ما وابستگی خیلی از دانش آموزان به بزرگتر ها را انتقال می دهیم. بودند دانش آموزانی که برایشان مهم نبود چه بازی ای انجام دهند، مهم این بود که در کنار معلشمان بازی کنند. به یک چتر حمایتی نیاز داشتند. این دانش آموزان نیاز دارند که هم با خانواده ی آن ها صحبت شود و هم در عین حالی که  چتر حمایتی را از او برنمی دارم، این را به او بباورانم که این چتر در وجود خودت هست، نشانش بدهم و این چتر را برایش باز کنم تا بفهمد همه این ها را خودش دارد. این خیلی مهم  است که به مرور زمان به فرزندمان بفهمانیم که هر آنچه که نیاز داری می توانی خودت تولید کنی. خداوند ما را با یک تکاملی خلق کرده و فقط باید بگردیم و آن را بیابیم. اکثریت چیزهایی که نیاز هست در وجود خود دانش آموزان وجود دارد و باید فقط کمک کنیم تا  خود دانش آموز این ها در درون خود کشف کند. لذا من فکر می کنم که اسم ما باید مدیر یادگیری باشد نه معلم؛ یادگیری بین خود بچه ها به بهترین شکل اتفاق می افتد. هم سوادش را دارند که یاد بدهند و هم اطلاعاتی که بتوانند ابراز کنند. معلم باید این آموزه ها را مدیریت کند. معلم باید بتواند نیاز دانش آموزی را به اطلاعات دیگری و تجربه آن یکی را به انگیزه و اشتیاق دانش آموزی دیگر مرتبط سازد.



نظرات ثبت شده
مسعود سه شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۳:۱۷:۳۱
سلام به شما و عرض خسته نباشید
پاسخ دادن
مدیر سه شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۳:۱۹:۲۶
سلام دوست عزیز ، خیلی ممنون


ثبت نظر بسته


ارسال به دوستان بسته

تمامی حقوق مادی و معنوی این وب سایت به
موسسه فرهنگی آموزشی پارسا تعلق دارد. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.
طراحی و بهینه سازی:
معاونت تحقیق و توسعه پارسا
سامانه اداری بازی های آموزشی اطلاعیه ها درباره ما
اطّلاعات ثبت نام گالری تصاویر خبرنامه ارتباط با ما
تحقیقات دانش آموزی فیلم و صدا اخبار نقشه سایت
کلاس خوشنویسی دهکده فرهنگی آموزشی مقاله ها پرسش های متداول