سامانه اداری
بازدید مجازی دبیرستان
بازدید مجازی دبستان
بازی های آموزشی پارابا
نشریه ی دانش آموزی
نرم افزار روانسنجی


خبرنامه>>
  نام:
  نام خانوادگی:
  رایانامه:

 

آخرین نظرات ثبت شده


شرح مقاله تاریخ ارسال مقاله: 1391/08/06 دفعات بازدید مقاله: 8429
چاپ
چگونه به فرزندانمان گوش بدهيم و با آنها صحبت كنيم
مرکز : .مؤسسه ,
هرکدام از شما ممکن است در زندگی خود لحظاتی را داشته باشید که دلتان بخواهد با یک دوست صحبت کنید، در این حالت مایلید که دوستتان به شما گوش بدهد، شرایط شما را بفهمد و پذیرای احساسات شما باشد. فرزندان شما نیز، هنگام ناراحتی همین انتظار را از شما دارند. پدر و مادر باید رفتاری داشته باشند که فرزندان آنها بتوانند احساسات و افکارشان را با آنها در میان بگذارند. این امر مستلزم آن است که والدین مهارتهای ارتباطی در گوش دادن به کودکان و صحبت کردن با آنها را رعایت کنند. در مقاله حاضر سعی شده است تا اساسی ترین نکات در این خصوص گردآوری و ارائه گردد.

چگونه به فرزندانمان گوش بدهيم و با آنها صحبت كنيم

سمیه اسماعیلی[1]

چکیده

هرکدام از شما ممکن است در زندگی خود لحظاتی را داشته باشید که دلتان بخواهد با یک دوست صحبت کنید، در این حالت مایلید که دوستتان به شما گوش بدهد، شرایط شما را بفهمد و پذیرای احساسات شما باشد. فرزندان شما نیز،  هنگام ناراحتی همین انتظار را از شما دارند. پدر و مادر باید رفتاری داشته باشند که فرزندان آنها بتوانند احساسات و افکارشان را با آنها در میان بگذارند. این امر مستلزم آن است که والدین مهارتهای ارتباطی در گوش دادن به کودکان و صحبت کردن با آنها را رعایت کنند. در مقاله حاضر سعی شده است تا اساسی ترین نکات در این خصوص گردآوری و ارائه گردد.

مقدمه

هیچ پدری به هنگام صبح بیدار نمی شود تا زندگی فرزندش را تیره سازد. هیچ مادری با خود نمی گوید : "امروز اگر فرصتی پیش آید بر سر بچه ام داد خواهم زد، از او ایراد خواهم گرفت یا او را تحقیر خواهم کرد." برعکس، بسیاری از مادرها در آغاز روز چنین تصمیم می گیرند : " امروز روزی صلح آمیز و پر از صفا و صمیمیت خواهد بود. نه داد و فریادی خواهد بود، نه بگو مگویی و نه زد و خوردی . " با وجود این و علی رغم نیات خوب، جنگ ناخواسته بار دیگر در می گیرد و ما بار دیگر در می یابیم که سخنانی ناخواسته بر زبان آورده ایم و با لحنی صحبت کرده ایم که دوست نداشتیم.

غالب گفتگوهای بین والدین و کودکان، گفتگوهایی بی حاصل است. چنانکه در گفتگوی زیر به خوبی نمایان است :

" کجا رفتی ؟ "

" بیرون. "

" چکار کردی ؟ "

" هیچ کار. "

والدین در صحبت با کودکان سعی می کنند منطقی باشند، اما به زودی پی می برند که این کار تا چه اندازه می تواند دشوار و طاقت فرسا باشد. از طرفی کودکان در گفتگو با والدین غالباً مقاومت نشان می دهند. آنها از اینکه کسی بیاید و دائماً نصیحتشان کند و از آنها ایراد بگیرد و مرتب تذکر بدهد، نفرت دارند. آنها احساس می کنند که والدین آدمهای پرحرفی هستند که زمان تلویزیون دیدن و بازی کردن آنها را به هدر می دهند.

اگر کسی مشتاقانه نظاره گر گفتگوی بین یک مادر و فرزندش باشد و به حرفهایشان گوش دهد با کمال تعجب متوجه خواهد شد که هریک از آنها تا چه اندازه به حرفهای یکدیگر بی توجه هستند. این گفتگو به دو تک گفتار می ماند : یک تک گفتار از انتقاد و دستوالعملها تشکیل می یابد و دیگری از عدم پذیرشها و دلیل تراشیها. نمایش غم انگیز چنین ارتباطی، ناشی از عدم عشق و علاقه نیست، بلکه از عدم احترام سرچشمه می گیرد؛ و به وجود آمدن این نمایش غم انگیز به دلیل نبود هوش و ذکاوت نیست، بلکه به خاطر نبود مهارت است.

برای آنکه ارتباط با کودکان نامفهوم نباشد و معانی و مفاهیمی در خود داشته باشد، طرز تکلم روزمره کافی نیست. به منظور اینکه بتوان هم به کوکان کمک کرد و هم از یأس و ناامیدی والدین کاست، به روش جدیدی در برقراری ارتباط با کودکان نیاز است که شامل راههای جدیدی برای گفتگو با کودکان است.

اساس روش جدید در برقراری ارتباط با کودکان را دو چیز تشکیل می دهد : احترام و مهارت. احترام در برگیرنده این مطلب است که ضمن حفظ شأن کودک در جریان صحبت کردن، فرصتی هم به او برای صحبت کردن بدهیم و به او گوش دهیم. در خصوص مهارت در صحبت کردن با کودک و نوجوان نیز، مطالبی که در ادامه مقاله حاضر آمده است به والدین کمک خواهد کرد ( گینات[2]، ترجمه سرتپی،1390 ).

چگونه به فرزندان خود گوش بدهیم

برای آنکه به فزندانتان کمک کنید تا بتوانند با شما ارتباط برقرار کنند، باید بتوانید با دقت به آنها گوش بدهید. رعایت موارد زیر می تواند به والدین کمک کند تا شنونده شایسته ای باشند :

 

-        به احساسات کودکان حساس باشید

 توجه به احساسات کودکان از ظریف ترین و حساس ترین مطالبی است که گستره وسیعی از رفتارها درکودکی و بزرگسالی را در بر می گیرد، اما از جانب والدین به صورت دقیق و صحیح مورد توجه قرار نمی گیرد. چرا حساس بودن به احساسات کودکان اهمیت دارد؟ زیرا این کار به آنان کمک می کند بفهند دیگران احساسات آنها را درک می کنند. همچنین، موجب می شود به احساسات و علتهای آن فکر کنند، بتوانند به مشکلات فکر کنند و در مورد احساساتشان صحبت کنند و در آینده از بسیاری مشکلات فردی مصون بمانند ( میر[3] و همکاران، ترجمه رئیس دانا، 1389 ). تا زمانی که کودک احساس خود را درست نشناسد نمی تواند درست فکر کند و تا زمانی درست فکر نکند، نمی تواند درست عمل کند (گینات، ترجمه ناصحی، 1388 ). همین رابطه احساس تا عمل در بزرگسالی هم وجود دارد و از اهمیت بیشتری نیز برخوردار است.

در گام نخست باید احساسات کودک را واقعی بدانید، این نکته ایست که مباحث مفصلی را به خود اختصاص می دهد. اما در اینجا به گفتن همین نکته قناعت می کنیم که : احساسات فرزندتان را باور داشته باشید و آنها را واقعی بدانید و برای آنها ارزش قائل باشید. اگر کودک شما از خراب شدن یک اسباب بازی ظاهراً بی ارزش خیلی غمگین است، او را درک کنید، چون این موضوع برای شما بی اهمیت است اما برای کودک شما با خراب شدن آن اسباب بازي دنیا به آخر رسیده است. گفتن جملاتی نظیر ؛  "هیچ دلیلی برای ناراحتی ات وجود ندارد " یا " به خاطر هیچ و پوچ این همه سر و صدا به راه انداختی " را نباید در مورد کودکان و نوجوانان استفاده کرد.

یادتان باشد احساسات فرزندتان درست است حتی اگر اعمالشان درست و خوشایند نباشد

در گام دوم، احساسات را به کودک انعکاس دهید. در مرحله انعکاس احساسات هدف این است که احساسی را که شما در کودک کشف کرده اید به او بشناسانید، زیرا که کودکان احساسات خود را نمی شناسند. برای این کار از الفاظ کلی مثل خوب یا بد و یا خوشحال و ناراحت استفاده نکنید. احساسات جزئی را مطرح کنید. احساس خوشایند معرف حالتهایی مثل خوشحال، امیدوار، بانشاط، خوشنود، آرام، مطمئن و ... و احساسات ناخوشایند معرف حالتهایی مثل ناامید، دل شکسته، غمگین، عصبانی،  خشمگین و ... هستند. کودکان تعریف درستی از عصبانی، خوشحال، غمگین، بی تفاوت، محکوم، ناامید، دل شکسته  و ... ندارند، والدین باید در خلال صحبت با آنها و در  پس قاب کلمات، این احساسها را به آنها بشناسانند. زمانی که احساسات شناخته و پذیرفته شوند، کودکان نیز احساسات خود را بهتر درک خواهند کرد (گینات، ترجمه ناصحی، 1388 ).

در گام سوم لازم است، دلیل احساس را به کودک انعکاس دهید. در این میان تفسیر، قضاوت و ارزیابی رفتار کودک را کنار بگذارید. خودتان را آینه ای تصور کنید که احساسات فرزندتان را منعکس می کند. این بازتاب آینه ای احساسات کودکان اولاً موجب می شود که کودکان بدانند که والدین آنها را درک می کنند و احساسات آنها را به رسمیت می شناسند و ثانیاً به آنها کمک می کند که احساسات خود را بشناسند. زیرا کودکان برای شناخت احساسات خود به چنین انعکاسی نیاز دارند ( میر و همکاران، ترجمه رئیس دانا، 1389 ).

عمل آینه این است که تصویر را همان گونه که هست، منعکس می کند، بدون اینکه در این انعکاس تصویر تملق کند یا مرتکب اشتباه شود. ما مسلماً آینه ای نمی خواهیم که به ما بگوید : " تو قیافه وحشتناکی داری، صورتت پف کرده، چشمانت خسته است. رویهم رفته آدم شلخته ای شده ای، بهتر است فکری به حال خودت بکنی. " پس از آنکه چندین بار  خودمان را در چنین آینه سحر آمیزی دیدیم، مثل طاعون از آن فرار خواهیم کرد. ما از آینه انتظار داریم که تصویر واقعی مان را نشان دهد نه اینکه برایمان موعظه کند. ما شاید از تصویری که در آینه می بینیم، خوشمان نیاید؛ با این حال، ترجیح می دهیم که خودمان در مورد صورت خود تصمیم بگیریم.

وظیفه یک آینه عاطفی این است که احساسات را همان گونه که هستند منعکس سازد، بدون اینکه آنها را تحریف کند و از حالت اصلی شان خارج سازد. مثلاً کافی است به کودک بگویید :

" انگار خیلی عصبانی هستی. "

" انگار خیلی ازش متنفری. "

" انگار خیلی احساس خجالت بهت دست داده . "

این جملات برای کودکی که چنین احساساتی در خود دارد، یاری کننده تر و مفیدتر از هرگونه برخورد دیگر خواهد بود. این جملات به طور واضح به کودک نشان می دهند که دارای چه احساسی است. وقتی تصویر، چه در آینه شیشه ای و چه در آینه احساسی، آشکار و واضح باشد، فرصتی پیش خواهد آمد تا صاحب این تصویر به طور ابتکاری خودش را بیاراید و تغییر دهد ( گینات، 1390؛ ترجمه سرتیپی ).

زمانی که به کودک می گوییم که نمی فهمد چه حسی دارد، نه تنها او را از دفاع طبیعی اش محروم کرده ایم، بلکه او را  گیج، بی حس و سردرگم بار می آوریم. او را وادار می کنیم دنیایی غیرواقعی از کلمات بسازد که هیچ ارتباطی با واقعیتهای درونی اش ندارد. او را از شخصیت واقعی اش جدا می کنیم و قطعا او درک کمتری نسبت به آدم های اطراف خود خواهد داشت. اما زمانی که واقعیت احساسات بچه ها را به رسمیت می شناسیم، چه نعمتهای فوق العاده ای به آنها می دهیم: قدرت حرکت از موضع احساسات درونی، امکان داشتن یک قلب رئوف، فرصت ارتباط داشتن با یک وجود استثنایی یعنی خودش (فی بر و مازلیش[4]، ترجمه معتکف و عباسی فر، 1383 ).

با ارزش ترین چیزی که پدر و مادر می توانند به کودک ارزانی دارند یک شناخت واقع بینانه از خودش است. شناختی که به یکباره به وجود نمی آید بلکه به آهستگی و طی تجارب مکرر حاصل می شود. صحبت کردن با کودکان و بازتاب احساسات به او، این فرصت طلایی را برای کودکان فراهم می آورد.

درک احساسات کودکان در خلال صحبت با آنها، ارتباط میان فردی با آنان را تعالی می بخشد و به این ارتباط  معنایی می دهد که سایر ارتباطات نمی تواند به آن بیانجامد و آن " درک احساس متقابل " است. مفهومی که کمبود آن در بسیاری از حوزه های زندگی فردی و اجتماعی تبعات منفی سنگینی را به بار می آورد. بسیاری از مشکلات فردی که بسیاری افراد در بزرگسالی تجربه می کنند به دلیل عدم شناخت صحیح احساسات و یا عدم درک شدن از سوی اطرافیان است. بسیاری از اختلافات زناشویی به دلیل عدم باور احساس همسر از طرف دیگری می باشد، زیرا که بسیاری از ما در کودکی نیاموخته ایم چه حسی داریم و یا برای داشتن برخی احساسات تنبیه و مؤاخذه شده ایم و به همین دلیل در بزرگسالی با داشتن احساسات منفی، خود را سرزنش کرده و احساس گناه می کنیم. مهمتر اینکه ما نیاموخته ایم که احساسات خود را به چه نحو بروز دهیم، در حالیکه ابراز احساسات به صورت صحیح و درک شدن از سوی شخص دیگر، التیامی برای دردهای روحی ماست که بسیاری از تنش های روحی ما را برطرف ساخته و روابط میان فردی را اصلاح می کند.

البته به یاد داشته باشید که زمان زیادی لازم است تا فرزندان شما اقدام به تغییر رفتار خود کنند. آنچه که این تکنیک در کوتاه مدت نصیب شما می کند، اجتناب از جر و بحث های طولانی و بی نتیجه و همچنین آرامش درونی کودک شماست.

در خصوص توجه به احساسات کودکان، اطلاع از چند نکته ضروری است:

1-    عمل را محدود کنید

با وجود مجاز بودن هر احساسی برای کودک،  عمل محدود است. کودک مجاز است که دوست داشته باشد همه گلهای یک پارک برای او باشد اما باید بداند که چیدن گلهای پارک امکان پذیر نیست. در این مواقع باید به کودک گفت : " می دانم دلت می خواهد همه این گل های نرگس را بچینی و بیاوری خانه، ولی روی آن تابلو نوشته که گلهای پارک برای چیدن نیست. " شما با رعایت این اصل  هم احساسات کودک را به او منعکس کرده و با این روش به او فهمانده اید که درکش می کنید، ضمن اینکه محدودیتهای موجود را برای او روشن نموده اید (گینات، ترجمه ناصحی، 1388).

2-    منتظر شنیدن آنچه دوست ندارید باشید

گاهی وقتی والدین فرصت ابراز احساسات و بیان آنها را به کودکان خود می دهند، سخنانی را می شنوند که آرزو می کنند که ای کاش چنین فرصتی را به او نداده بودند. به عنوان نمونه از پسر خود می شنوند که چقدر از خواهر کوچکترش متنفر است و آرزو می کند که او در بیمارستان بستری شود و یا از پدر خود به خاطر تأخیر در بردن دوچرخه خراب او به تعمیرگاه بیزار است. بسیاری از کودکان بالأخص در سنین پیش دبستانی هیجانات خود را  بدون هیچ سانسوری بروز می دهند و ظرفیت مهار هیجانات در آنها بسیار کمتر از کودکان بزرگتر است ( کاپلان[5]، ترجمه فیروزبخت، 1386 ). گاهی لازم است والدین با صبوری به احساسات و هیجانات کودکان توجه کنند، شنیدن این قبیل جملات نباید آنها را نگران کند.

3-    تجارب تلخ و احساس ناخوشایند

نکته دیگر که در احساسات کودکان وجود دارد و بسیاری از والدین را نگران می کند، احساسات ناخوشایند کودکان است. در پذیرش احساسات کودک – بالاخص احساسات منفی –  نباید در صدد جبران برآیید. مثلاً اگر کفش مورد علاقه کودک شما خراب شده، لازم نیست به او قول دهید که مشابه آن کفش را برای او خریداری می کنید، کافی است با صحبت های خود نشان دهید که او را درک می کنید، نگران این احساس رنج او نباشید. کودک شما باید بتواند با احساسات منفی برخورد کرده و آنها راتجربه کند. به گفته هایم گینات " درد کشیدن، رشد کودکان را تسریع می کند. "

ممکن است تصور کنید که تجربه چنین احساساتی برای موارد جزئی نظیر خراشیدگی دست، گم شدن اسباب بازی و ... قابل تحمل است ولی در موارد بزرگ و طاقت فرسا مثل مرگ یک عزیز، غیر قابل اجراست. اما باید بپذیریم که تجربه چنین احساساتی به شکل گیری شخصیت کودکان کمک می کند. والدین آنقدر دلشان می خواهد فرزندشان را خوشحال ببینند که او را از تجربه رشد دهنده ای مانند یأس، محرومیت و غم محروم می کنند. اگر والدین می توانستند ایمان آورند که با گفتن چیزی مانند " می دانم چقدر دلت برای دوستی  که از دست دادی تنگ شده،  می دانم  چقدر احساس دل شکستگی می کنی و ... " روحیه کودک را تقویت می کنند، متوجه می شدند که این بهترین کمکی است که می توانند در حق فرزند خود انجام دهند. در برخی امور والدین مجبورند که حل مسائل برای کودکان را به گذر زمان بسپارند. هرچند که حتی در امور کوچک و جزئی هم عملاً همین اتفاق می افتد. وقتی روی خراش دست کودک خود داروی ضدعفونی می مالید و چسب زخمی روی آن می زنید، کار دیگری جز سپردن باقی امور به زمان انجام نمی دهید ( گینات، ترجمه ناصحی، 1388 ).

4-    مراقب هيجانهای خاص هم باشيد

كودكان براي برقراري ارتباط لزوماً از كلمات استفاده نمي كنند. برخي مواقع ساكت هستند، اما لبخند مي زنند، اخم يا گريه مي كنند، برخي مواقع گوشه گيرند و مظلوم نمايي مي كنند. والدین باید بدانند که فرزندان آنها در این حالت، درونشان سرشار از احساسی است که بازگو نکرده اند. ببينيد كه چهره و بدن فرزندتان به شما چه مي گويد، سپس احساساتي را كه مي بينيد بيان كنيد : " چهره اخم آلودت دارد مي گويد كه تو مخالفي! "( میر و همکاران، ترجمه رئیس دانا،  1389 ).

والدین همیشه باید به خاطر داشته باشند که وقتی کودک در اوج احساسات شدید خود قرار دارد گوشش به کسی بدهکار نیست. او نمی تواند پند و اندرز یا سخنان تسلی بخش یا انتقاد سازنده را بپذیرد. او از ما می خواهد که درکش کنیم و آنچه را که در آن لحظه بخصوص از درونش می گذرد، احساس نماییم. علاوه بر این، او می خواهد بدون اینکه مجبور باشد تمام تجربیات درونی اش را برایمان بازگو کند، مورد درک ما واقع شود. در واقع این یک نوع بازی است که او در این بازی فقط اندکی از احساسش را برای ما آشکار می کند و محتاج آن است که باقی را خود حدس بزنیم.

وقتی کودک به ما می گوید " آقا معلم کتکم زد "، نباید از او بخواهیم جزئیات تنبیه را هم برای ما توصیف کند و نیز نیازی نیست که بپرسیم " چه کار کردی که کتک خوردی ؟ حتما کاری کردی که معلم کتکت زد، بگو ببینم چه کار کردی؟" این زمان، فرصت مناسبی برای نصیحت کردن نیست. پند و اندرز را به زمان دیگری موکول کنید. اکنون کودک شما نیازمند درک شماست، او به عنوان پدر و مادر چیزی غیر این از شما نمی خواهد. ما باید به کودکی که تنبیه شده است نشان بدهیم که می فهمیم متحمل چه درد و خجلتی شده و از احساس انتقام جویانه اش آگاهیم. چگونه می توانیم بفهمیم چه احساسی دارد؟ به او نگاه می کنیم و به گفتارش گوش می دهیم و همچنین از تجربه های عاطفی خودمان استفاده می کنیم. ما می دانیم کودکی که در میان جمعی از هم سن و سالهای خود خجل شده، حالا چه احساسی دارد. باید طوری با او حرف بزنیم که بداند از حالی که او دارد، اگاهیم. استفاده از هریک از این جملات می تواند مفید واقع شود :

" حتماً وضع خیلی خجالت آوری بود. "

" حتماً در آن لحظه از معلمت نفرت داشتی. "

" امروز روز بدی برات بود. "

وقتی به کودک بگوییم : " این احساسی که داری خوب نیست "، یا او را متقاعد کنیم که " هیچ دلیلی برای احساس خود ندارد "، نخواهیم توانست احساس ناراحتی شدید او را از میان ببریم. ممنوع اعلام کردن بیان احساس ناراحتی شدید، این احساس را از بین نمی برد؛ زمانی از شدت این احساس ناراحتی کاسته می شود و زمانی آزار دهندگی اش را از دست می دهد که والدین این احساس کودک را با حس تفاهم و همدردی بپذیرند و آن را انکار نکنند ( گینات، ترجمه سرتیپی، 1390 ).

-        براي گوش دادن وقت بگذاريد

هنگام گوش دادن به کودکان باید سراپاگوش بود و به هیچ کار دیگری جز گوش دادن نپرداخت. گوش دادن دقیق به شما اين امكان را مي دهد كه فرزندانتان را درك كنيد. براي اين كار ابتدا بايد فكر كنيد و بعد حرف بزنيد. این نوع گوش دادن مهارتي است كه نياز به تمرين دارد. مطمئن باشيد پس از مدتي تمرين، مي توانيد اين رفتار را خيلي طبيعي بروز دهيد.

در فرایند گوش دادن نباید در حالیکه او صحبت می کند ما جوابهای خود را آماده کنیم، بلکه باید صادقانه در درک و فهم نقطه نظر او بکوشیم و سپس به ارائه بازخورد بپردازیم (فی بر و مازلیش، ترجمه معتکف و عباسی فر، 1383 ).

 

چگونه با کودکان صحبت کنیم

به طور کلی، در هرنوع ارتباطی یک تعامل دو سویه وجود دارد که هم مهارتهای شنیدن را شامل می شود و هم مهارتهای صحبت کردن. نحوه صحبت کردن در تاثیرگذاری کلام، حائز اهمیت است. زیباترین و مهمترین پیامها در کلامی نازیبا ارزش خود را از دست می دهند و محبوبترین افراد در نزد مردم افرادی هستند که ازمهارتهای کلامی بالایی برخوردارند. چه بساکه پیامبر ( ص ) بزرگوار اسلام می فرمایند " زیبایی درکلام است." ( حسینی، 1387).

این امر در خصوص کودکان نیز، موضوعیت دارد. برای برقراری ارتباط خوب با کودکان، خوب گوش دادن کافی نیست بلکه باید بتوانیم با آنها خوب صحبت کنیم. در این بخش نکاتی ارائه شده است که می تواند به والدین در برقراری ارتباط کلامی مؤثر با کودک کمک کند

-         با احترام صحبت كنيد

وقتي در حال بیان احساسات خود به فرزندتان هستید با احترام صحبت کنید. گاهي كودك شما كاري مي كند كه دوست داريد فرياد بكشيد، اما بايد بدانيد كه با اين كار به او ياد مي دهيد كه داد و فرياد راهي براي حل مشكلات است. حرفهاي محترمانه كودكان را دلگرم مي كند.

اين سؤال را از خود بپرسيد : اگر رفتاري كه گاهي با كودكانمان داريم با دوستانمان مي كرديم، چه مي شد؟ اغلب والدین با اطرافیان خود با احترام رفتار می کنند اما نمی توانند همین احترام را در مورد کودکان خود نیز، به کار بگیرند.

براي اظهار احترام پيامهاي خبري را جايگزين پيام خطابي كنيد. در لحن خطابي معناي سركوفت و سرزنش كردن و خرده گيري وجود دارد ( مثل بس كن ! ولش كن! بايد بهتر از اين باشي! و .... ). پيام خبري به جاي تكيه بر كودكان، بر گوينده توجه دارد، برچسب نمي زند و سرزنش نمي كند. با استفاده از پيام خبري فقط احساس خود را شرح مي دهيد (فی بر و مازلیش، ترجمه معتکف و عباسی فر، 1383 ).

-        دنبال مشكل واقعي بگرديد  

ممكن است بيان احساسات در قالب خبري كمي دشوار باشد، اما نگاه كردن از اين زاويه كه : " رفتار كودكان نيست كه آزاردهنده است، بلكه نتيجه كار آنها ناخوشایند است. " مي تواند موضوع را روشن تر كند. مثلا اگر مسواك نزدن فرزند شما، شما را آزرده مي كند، بايد به اصل مشكل يعني فاسد شدن دندانهاي او فكر كنيد و اين موضوع را با او در ميان بگذاريد و صرفاً نافرماني و ظاهر رفتار او را نشانه نگيريد ( میر و همکاران، ترجمه رئیس دانا،  1389 ).

-        هنگامي كه عصباني هستيد مواظب خودتان باشيد

بسيار مهم است كه خشم و عصبانيت را از پيام خبري دور كنيد. عصبانيت باعث مي شود كه كودكان به دشواري بتوانند احساس سرزنش شدن نداشته باشند. البته منظور اين نيست كه نبايد از دست فرزندتان عصباني شويد، بلكه ابراز دائمي عصبانيت است كه مشكل ساز است.

براي پرهيز از عصبانيت :

1 – شرايطي را فراهم كنيد كه كار به عصباني شدن نيانجامد. مثلاً وقتي زمينه آن فراهم شده، بهتر است با فرزندتان صحبت كنيد و پيام خبري بدهيد. اين كار شما را از آشفتگي بيشتر مي رهاند.

2 – هنگامي كه عصباني نيستيد در جستجوي ايجاد موقعيتهايي باشيد كه بتوانيد با فرزندتان صحبت كنيد و اوقاتي را بتوانيد باهم خوش باشيد ( میر و همکاران، ترجمه رئیس دانا،  1389 ).

نکته ای که در مورد کودکان باید بدانید این است که شما به عنوان والدین باید شرایط را کنترل کنید نه کودک خود را. کنترل شرایط به شما کمک خواهد کرد که کار به مشاجره و تنش نینجامد.

اگر هم عصباني شديد از فرزندتان دور شويد ( از اتاق خارج شويد ) و در جستجوي كمك براي خود باشيد كه عصبانيتتان فروكش كند نه اينكه با توجه بيش از حد به موضوع، عصباني تر شويد.

-          پيام خبري دوستانه بدهيد

كودكان دوست دارند پيام خبري دوستانه بشنوند.

مثلاً : " متوجه شدم كه بعد از خوردن چيپس، اتاق را جارو كردي! "

يا اينكه " متوجه شدم كه با خواهر كوچكت با بردباري رفتار كردي! "( میر و همکاران، ترجمه رئیس دانا،  1389 ).

-        حق انتخاب بدهيد 

به طورکلی در خصوص تربیت فرزندان، حق انتخاب دادن به آنان در موارد متعدد نظیر کنترل لجبازی، ایجاد استقلال و ... توصیه می شود. در رابطه با کودکان مي توان از این تکنیک استفاده کرد. به عنوان مثال اگر شما با دوست خود در اتاقي نشسته ايد و در حال صحبت هستيد و كودك شما در گوشه اي ديگر از اتاق مشغول بازي پر سر رو صدايي است به او بگوييد " يا مي تواني در اين اتاق آرام بازي كني يا اگر مي خواهي بازي پر سر و صدا بكني به حياط يا اتاق خودت برو. " ( لی[6]، 1991 ).

-        واژه ها تجلی گاه محبت به فرزندان هستند

توصیه به ابراز محبت درکلام، از جانب ائمه معصومین( ع )و بسیاری صاحبنظران توصیه شده است. رسول خدا (ص)  می فرمایند : " هرگاه یکی از شما برادرش را دوست دارد، به او اظهار کند. " ( حسینی، 1387). این امر در خصوص کودکان نیز، صادق است. محبت و علاقه به کودکانمان باید در زبان و گفتار ما تجلی یابد، اینکه ما با کودکانمان هر طور که بخواهیم – بدون در نظر گرفتن فاکتور احترام – رفتار کنیم و مدعی باشیم که فرزندانمان را دوست داریم و تصور کنیم  استفاده از واژه های ناموبوط چیزی از محبت دو طرفه ما کم نمی کند، اشتباه محض است. گینات اظهار می دارد : " محبت مثل ثروت است، حتی در مورد ثروت مادی هم گهگاه می بینیم که وجوه کلان بایستی به پول خرد تبدیل شود. در اتاقک تلفن عمومی، پول خرد بیش از اسکناس درشت ارزش دارد. برای اینکه محبت ما فایده ای برای فرزندانمان داشته باشد، باید یاد بگیریم چگونه آن را به کلمات کوچکتر تقسیم کنیم تا لحظه به لحظه به آنها کمک کند. " ( گینات، ترجمه سرتیپی، 1390 ؛ ص 17). 

-        از حادثه ها نهایت استفاده را ببرید

برای برقراری رابطه و گفتگو با کودکان از حوادث حداکثر استفاده را ببرید. وقتی کودک درباره حادثه ای صحبت می کند و یا درباره آن سؤالاتی می پرسد، غالباً بهتر است که به خود آن حادثه نپردازیم، بلکه به رابطه مان که کودک به آن اشاره می کند پاسخ دهیم.

محدثه که شش سال دارد، گلایه می کند که اخیرا هدایای کمتری نسبت به برادر کوچکترش دریافت کرده است. در این زمان نباید شکایت او را انکار کرد و یا برای هدایای بیشتر برادر، دلیل و برهان آورد، نباید وعده داد که اشتباه صورت گرفته جبران خواهد شد. باید بدانید کودکان به عمق رابطه شان با والدین بیشتر توجه نشان می دهند تا تعداد هدایا. بازتاب احساس کودک در این حالت و بیان اینکه : " تو هدیه بیشتری می خواهی دخترم؟ " و در آغوش گرفتن او از هر نوع مکالمه اضافی دیگری بهتر است ( گینات، ترجمه سرتیپی، 1390 ).  اینجاست که ارزش بازتاب احساسات و مکالمات کوتاه در مواقع ضروری – برای فرار از به چالش کشیده شدن توسط کودکان – ارزش خود را آشکار می کند.

-        از "نه " و"نکن"کمتراستفاده کنید

والدین باید مسائل را اولویت بندی کنند. باید از کنار مسائل بی اهمیت گذشت و تا حد امکان کمتر از الفاظ  " نه " و " نکن "  استفاده کرد. فرلاند[7] ( ترجمه حجازی، 1386 ) معتقد است که " بهتر است موارد جنگ و جدال خود با کودکان را انتخاب کنیم و اتفاقات غیرعمد و تصادفات را از امور اشتباه در امور اساسی جدا کنیم، در غیر این صورت روابط شما با کودکان تبدیل به جدال بی انتها خواهد شد. " ( ص 98 ).

استفاده از تمامی این راهها می تواند منجر به بهبود رابطه والدین با فرزندان گردد. در این رابطه جدید ابتدا تفاهم متقابل میان والدین و فرزندان ایجاد می شود و پس از ایجاد این تفاهم است که پند و اندرز، راهنمایی و آموزش مطرح می شود. اگر قبلاً كاري غير از اينها انجام مي داديد از همين امروز روش خود را تغيير دهيد. ابتداي كار فرزندتان ممكن است شگفت زده شود. ممكن است در ابتدا حاضر نباشد احساسات خود را با شما در ميان بگذارد اما، دلسرد نشويد بلكه در انتظار فرصت ديگري باشيد كه به احساساتش توجه كنيد.

چگونه از خشم خود استفاده کنیم؟

تا اینجا مطالبی مطرح شد که در شرایط معمولی کاربرد دارد، اما با وجود تمام تدابیری که اندیشیده می شود، گاهی بحرانهایی در روابط با فرزندان بروز می یابد که والدین تصور می کنند با تکنیک های معمولی قابل حل نیست. مهمترین و رایج ترین مشکل به خشم والدین مربوط می شود.   

وقتی بچه بودیم به ما نیاموختند که چگونه با خشم به عنوان واقعیتی از زندگی برخورد کنیم. ما را وادار کرده بودند که وقتی خشمگین می شویم، احساس گناه کنیم و وقتی ابراز خشم می کنیم، خودمان را گناهکار به حساب آوریم. امروز هم که دارای فرزند هستیم، سعی می کنیم در رفتار با کودکان خود بردباری به خرج دهیم تا جایی که احساس می کنیم در حال انفجار هستیم، اگر خود را کنترل نکنیم، خلق و خوی معمولی خود را از دست می دهیم و طوری عمل می کنیم که گویی سلامت فکری خود را از دست داده ایم. به فرزندان خود چیزی می گوییم و یا طوری با آنها برخورد می کینم که وقتی بخواهیم همان رفتار را در برابر دشمنان در پیش بگیریم تردید می کنیم. به آنها فحش می دهیم، بر سرشان داد می کشیم و یا در بدترین حالت آنها را مورد حمله قرار می دهیم و وقتی جار و جنجال به پایان رسید احساس گناه می کنیم و به طور جدی تصمیم می گیریم که این کار را تکرار نکنیم اما چیزی نمی گذرد که خشم دوباره ظاهر می شود و ما را درمانده می کند.

 قرار نیست والدین از کودکان خود خشمگین نشوند و یا در هنگام خشم، آن را فرو نشانند و هیچ بازخوردی به کودکان ندهند. در تربیت کودک، خشم والدین هم سهمی برای خودش دارد. در واقع اگر والدین نتوانند در لحظاتی معین خشمگین شوند، نشان خواهند داد که نسبت به کودکشان بی تفاوت هستند.  بروز ندادن خشم از طرف والدین خوبی آنها را ثابت نمی کند ( گینات، ترجمه سرتیپی، 1390 ). 

به طور کلی هدف اساسی در تکنیکهای مختلفی که برای کنترل خشم وجود دارد، این است که ابراز خشم نباید به گونه ای باشد که شدت خشم را افزایش دهد. به عبارت دیگر، دارو نباید بدتر از بیماری باشد. خشم طوری باید ابراز شود که تسکین خاطری برای والدین باشد، بینشی در کودک ایجاد کند و هیچ زیانی بر طرفین وارد نسازد. برای این کار چند نکته را مورد عنایت قرار دهید : اولاً وقتی از فرزندمان عصبانی هستیم نباید او را در جمع دوستانش مورد عتاب قرار دهیم.، این کار لجاجت او را تحریک کرده و احتمال واکنش منفی او را افزایش می دهد که این امر خود موجب خشم بیشتر والدین خواهد شد. ثانیاً اگر با نافرمانی کودک مواجه شده و خشمگین شدید، او را تهدید نکنید، با این عمل خودمختاری کودک را به مبارزه دعوت می کنید، اگر کودک برای خود احترام قائل باشد، بایستی دوباره نافرمانی کند تا ثابت کند که آدم بزدل و ترسویی نیست. ثالثاً بی احترامی نکنید، این کار عزت نفس کودک را مورد تهدید جدی قرار می دهد. رابعاً باید بدانید که خشم شما یک واقعیت است، آن را بپذیرید و بدون اینکه آسیبی به کسی برسد ابرازش کنید. مثلاً : " احساس آزردگی می کنم" یا " احساس خشم زیادی می کنم و دارم از کوره در می روم " یا " دارم از عصبانیت منفجر می شوم ". در مرحله بعد می توانید دلیل خشم خود را به طور واضح بیان کنید : " وقتی می بینم که برادرت را می زنی، عصبانی می شوم، در درونم آنقدر حرص می خورم که احساس می کنم دارم منفجر می شوم" ( گینات، ترجمه سرتیپی، 1390 ). 

نکته قابل تأمل دیگر این است که والدین باید برای عصبانی شدن دلیل قانع کننده ای داشته باشند. بسیاری از والدین در برابر یک تخم مرغ شکسته طوری واکنش نشان می دهند که گویی با ساق پای شکسته ای مواجه هستند، بدشانسیهای جزئی کودکان و یا حتی اشتباهات کودکانه را از دایره دلایل عصبانیت خود بیرون کنید، شکسته شدن لیوان، ریختن یک لیوان شیر روی زمین نباید باعث تندخویی والدین شود.

وقتی مشکلی بروز می کند،  گام اول در یافتن پاسخ تشکیل یک جلسه غیررسمی و بدون برنامه ریزی گفتگو  است. در این جلسه گوش دادن یعنی اعتماد به اینکه کودک خود راه حل را پیدا خواهد کرد.  برای یک ارتباط مؤثر در این فرایند از گفتن کلمه "  تو " باید اجتناب نمود و نشانه ها به سمت " من " باشد. سوء استفاده از کلمه " تو " فرافکنی مشکلات است. معمولاً کلمه " تو " موجب تحقیر می شود، این کلمه احساسات را نادیده می گیرد و اجازه تهدید به پدر و مادر را می دهد. برعکس، جملاتی که با " من " آغاز می شود به ما دید وسیع تری می دهد و موجب می شود انگشت تقصیر را به سمت دیگری نشانه نرویم. در این صورت ارتباط ما کیفیت بالاتری خواهد داشت ( فرلاند، ترجمه حجازی، 1386 ).

به عنوان نمونه به عنوان نمونه؛ وقتی والدین با اتاق نامرتب و به هم ریخته کودک خود مواجه می شوند، طبیعتاً آزرده و ناراحت خواهند شد. آنها باید احساس واقعی خود را ابراز کنند اما نه با توهین و متهم کردن، نباید از جملاتی نظیر " چرا تو اینقدر شلخته ای! " استفاده کرد. امکان دارد چنین کلماتی ما را به هدف مورد نظرمان که مرتب کردن اتاق است برساند اما قطعاً هدفی بزرگتر را قربانی می کند. این نحوه برخورد روحیه رنجش از والدین و احساسی نامطبوع درباره خود کودک را در او باقی می گذارد. والدین حق دارند، احساس عصبانیت خود را منتقل کنند اما از راه صحیح و بدون آسیب زدن به کودک. پدر و مادر می توانند توصیف کنند و بگویند : " ظاهر این اتاق برای من خوشایند نیست و مرا خیلی عصبانی می کند، جای لباس و کتاب و اسباب بازی داخل گنجه و کمد است نه وسط اتاق. "

چگونه کودکان را تمجید کنیم؟

غیر از مواردی که به موقعیتهای تنش زا و منفی در روابط والدین و فرزندان بر می گردد، موقعیتهای مطلوبی هم وجود دارد که والدین باید بدانند در این مواقع چگونه برخورد کنند. والدین تصور می کنند که نحوه برخورد آنها در شرایط نامطلوب اهمیت دارد، در حالیکه رفتار آنها در مقابل رفتارهای مثبت کودکان نیز، از اهمیت بالایی برخوردار است. بسیاری بر این باورند که تمجید از کودک در برابر رفتارهای شایسته او سبب می شود تا او اعتماد به نفس پیدا کند و نیز احساس امنیت داشته باشد. اما عملاً، تمجید ممکن است باعث پدید آمدن بحران عاطفی و بدرفتاری شود. البته منظور این نیست که تمجید هیچگاه مفید واقع نمی شود.

در تمجید کردن دو نکته مهم نهته است: اول نحوه تمجید کردن و دوم موضوعی که مورد تمجید قرار می گیرد.  در تمجید کردن کودکان، مهمترین دستورالعمل این است که تمجید فقط باید با تلاشها و کارهای موفقیت آمیز کودک سر و کار داشته باشد نه با صفات شخصی و شخصیت او. وقتی پسر بچه ای حیاط خانه را تمیز می کند، تنها تمجید طبیعی این خواهد بود که درباره مقدار سختی کار نظر بدهیم، به جزئیات توجه کنیم و به توصیف آنچه می بینیم بپردازیم و نیز، بگوییم که حس خوبی از رفتار او به ما دست داده است. بسیار نامربوط و نامناسب خواهد بود که به او بگوییم : " چه پسر خوبی! ". به عنوان مثال بهتر است به او بگوییم " حیاط خیلی کثیف بود، باور نمی کردم بتوان یک روزه آن را تمیز کرد، پر از برگ و زباله بود، اما تو آن را تمیز کردی و حالا آدم از دیدن حیاط لذت می برد. ". تمجید با حالت توصیف، حقایق و واقعیات را به کودک القا می کند و نتیجه گیری را به عهده او می گذارد.

بر عکس، وقتی شخصیت او را هدف می گیریم، مفید واقع نمی شود. مثلاً گفتن عباراتی مثل :" تو پسر فوق العاده ای هستی!"  یا " اگر تو نبودی مامان حالا چه کار می کرد؟ ". این نوع اظهار نظرها ممکن است کودک را بترساند و در او اضطراب ایجاد کند. کودک شاید این احساس را به دست آورد که با خارق العاده بودن فاصله زیادی دارد و اینکه نمی تواند در زندگی خود از این برچسب پیروی کند ( گینات، ترجمه سرتیپی، 1390 ). 

اشکالی ندارد که درباره نقاشی کودکمان بگوییم خوب است، مسأله اینجاست که این کافی نیست، محدود کننده است. استفاده از کلماتی مثل خوب، بد، عالی و یا ضعیف راه را برای کودک می بندد.[8]

-        تمجید کلی نکنید

وقتی با ظرف شکسته مربا در داخل کمد آشپزخانه روبرو می شوید و عصبانی هستید و پسر کوچولوی شما به خاطر ظرفی که شکسته اعتراف و عذرخواهی می کند، لازم نیست به او بگوییم که " راستگوترین پسر دنیاست". چون او راستگوترین پسر دنیا نیست و خود او هم این را خوب می داند. به یاد دروغ هایی که در گذشته گفته می افتد و می داند از جانب پدر یا مادر خود افتخاری نصیبش شده که لیاقتش را ندارد. برای او حدی قائل شده اند که امیدوار نیست بتواند آن را نگه دارد. فکرش مشغول می شود، گیر افتاده است، چطور می تواند از این وضع خلاص شود، با خود فکر می کند که شاید کمی بداخلاقی کارگر افتد، آنقدر که بتواند ثابت کند آن فرشته ای که در تصور شما نمایان شده، نیست. در نظر یک فرد معمولی چنین رفتارهایی عجیب است اما از نظر یک روانشناس هیچ رازی در این مسأله نیست. او می داند که کودکان همیشه تعریف و تمجید کلی را دوست ندارند. در مقابل چنین اعترافی کافیست به کودک بگوییم : " آفرین! خیلی سخته که آدم اینطور راست بگوید، مخصوصا وقتی که مامان اینطور عصبانی باشد. "

گینات در این خصوص اظهار می دارد :" تمجید مستقیم از شخصیت مثل نور خورشید است، ناراحتی به وجود می آورد و خیره کننده است. ... وقتی به شخصی می گوییم خارق العاده است، وی احساس می کند که ناچار است دست کم بخشی از این تمجید را چه در محضر دیگران و چه در خلوت خود نپذیرد و انکار کند. " در مقابل باید از واژه هایی استفاده کرد که آنچه را می بینیم و حس می کنیم توصیف کنند ( گینات، ترجمه ناصحی، 1388 و گینات، ترجمه سرتیپی، 1390 ). 

چند توصیه برای والدین و مربیان

-         از به کار بردن شیوه های محکوم به شکست مانند طعنه زدن، هشدارهای مکرر و قول دادن پرهیز کنید.

-         مدام کودکان را ارزیابی نکنید. کودکان به اندازه کافب قاضی، دادستان و شاکی دارند، پدر و مادر می توانند وکیل مدافع فرزندان خود باشند.

-         با بچه ها چانه نزنید، تا جایی که ممکن است چند جمله را به یک جمله و یک جمله را به یک کلمه و نهایتاً با یک حرکت جایگزین کنید. مثلاً به جای گفتن : " وقتی پشت سر هم تلویزیون نگاه می کنی و به درسهایت رسیدگی نمی کنی مرا عصبانی می کنی و .... ! " با یک اخم و خاموش کردن تلویزیون قضیه را تمام کنید (فی بر و مازلیش، ترجمه معتکف و عباسی فر، 1383 ).

-         بعضی وقت ها یک هدیه کوچک به یک کودک تحت فشار خیلی کمک می کند. بهتر است هرگز نپرسیم آیا او آن را می خواهد یا نه، بلکه بدون پرسش آن را به او بدهیم. یک مداد، یک بادکنک یا یک ظرف کوچک آلو، می تواند کودک را شاد کند و روابط را بهبود بخشد.

-         زمانی که کودک در چنگال یک احساس قوی گرفتار است، می توان این احساس را به یک مجرای سازنده هدایت کرد. در این مواقع بایستی اشیاء خلاقیت آفرین مثل قلم، مداد رنگی، کاغذ، گچ، جعبه و ... را در اختیار او قرار داد تا او احساس خود را با نقاشی، داستان، کاردستی و ... جلوه گر سازد. جالب است بدانید که خلاقانه ترین ایده های جهان در هر حوزه هنری در اوج احساسات مثبت و یا منفی شکل گرفته است.

-         در کنترل موقعیتها خلاق باشید، مثلاً وقتی در ماشین نشسته اید و پسر شما به خاطر تشنگی مدام نق می زند به او بگویید : " حتماً خیلی دلت می خواست که الان یک استخر آب پرتغال اینجا بود و تو می تونستی درون این استخر شنا کنی، تصور کن که هر کس در خانه خود یک استخر آب میوه داشته باشد، آن وقت چه اتفاقی می افتاد؟ و .... "

-         زمانها و مکانهایی وجود دارد که نباید فهمید کودک چه احساسی دارد. نباید با او در تماس بود و نباید او را درک کرد. بگذارید کودک گوشه دنجی در زوایای روحش داشته باشد.

-         احساسات هر کودک ویژه خود اوست. تعجب نکنید وقتی در خانواده ای همه بستنی دوست دارند، یکی از کودکان شما بستنی دوست نداشته باشد. دنبال علت دوست نداشتن نگردید چون بر حسب نوع شخصیت کودک خود جوابهای متفاوتی خواهید شنید. ( گینات، ترجمه ناصحی، 1388)

-         ارتباط کلامی والدین و کودک باید بر اساس جدی بودن احترام آمیز باشد، تهدید کودک و بلند کردن صدا به او یاد خواهد داد که خشونت راهی مؤثر برای سرکوب دیگران است.

-         در رفتار با فرزندان انعطاف پذیری از بسیاری از مشاجرات لفظی جلوگیری می کند. انعطاف پذیری به معنای کوتاه آمدن نیست، بلکه منظور این است که با توجه به تلاش طرف مقابل، برخی نواقص و ناشی گری های او را بپذیریم.

-         نحوه ارتباط کلامی  با کودکان، مهارتهای ارتباطی آینده او را تعیین می نماید. خوب صحبت کردن والدین با کودکان تضمینی برای خوب صحبت کردن آنان در آینده است. از طرفی خوب گوش دادن آنها به کودکان، مهارت گوش دادن به دیگران را در آنها تأمین می کند ( فرلاند، ترجمه حجازی، 1386).

-         توجه داشته باشیم که همانطور که از پس صحبتهای کودکان به احساسات آنها پی خواهیم برد، آنها نیز از پس گفته های ما به افکار و احساسات ما پی می برند، مواظب باشیم مبادا در میان گفته های ما افکاری نهفته باشد که به کودکان صدمه بزند و با این کار به فرزندانمان بیاموزیم که با زبان خود موجبات آزار و اذیت دیگران را فراهم نیاورند که در احادیث ائمه معصومین ( ع )  به کرات به این موضوع پرداخته شده است ( مؤلفین طرح آموزش خانواده، 1379 ).

-         بهتر است والدین در خلال صحبت های خود بیشتر به مواردی اشاره کنند که کودکان باید انجام بدهند، نه اینکه مدام نبایدها را به او گوشزد کنیم، به این معنا که " بکن " را از " نکن " بیشتر استفاده کنیم.

-         با آنها مکالمه دو طرفه داشته باشیم نه اینکه سخنران محض باشیم.

-         بهتر است هنگام صحبت با کودکان، بنشینیم تا هم قد آنها شویم و چشم در چشم صحبت کنیم. والدین هیچگاه نمی دانند که وقتی ایستاده اند، کودکان آنها چه تصویری از آنها دارند.

-         در خواست خود را به طور واضح، با صدای مناسب و در زمان مناسب مطرح کنید. واضح به معنی آن است که درخواست خود را مستقیم مطرح کنید، یعنی به جای اینکه بگویید " نمی خواهی کتت را بپوشی ؟! " بهتر است بگویید" اول کتت را بپوش و بعد از خانه بیرون برو ". در زمان مناسب یعنی اینکه  وقتی کودک در حال بازی یا تلویزیون دیدن است، درخواست خود را مطرح نکنید چون او فقط می تواند به یک جنبه توجه کند و هنگام بازی متوجه پیام شما و یا درخواست والدین نیست.

-         از زمانهای ویژه ای که دست می دهد برای صحبت کردن استفاده کنید. مثل زمان قبل از خواب و یا هر خلوت دونفره ای که با کودکتان رخ می دهد ( لی،  1991 ).

تعامل با نوجوانان

 در بخشهای قبل مواردی مطرح شد که در موردکودکان و نوجوانان کاربرد دارد، اما درمورد نوجوانان رعایت نکاتی چند قابل توجه است.

در اوایل دوران نوجوانی تواناییهای شناختی رشد می کنند و در نهایت قدرت تفکر نوجوان را به افراد بالغ شبیه می سازد. در این دوران نوجوانان شروع به تجزیه و تحلیل دنیای پیرامون خود می کنند تا ارزشهای خود را با مطالبی که از دوستانشان در مدرسه و یا جامعه می شنوند، مقایسه کنند. در مورد عقاید والدین سؤالهایی برایشان مطرح می شود یا از قوانین حاکم بر خانواده انتقاد می کنند و یا اختیارات والدین را زیر سؤال می برند. والدین زیادی به مراکز مشاوره مراجعه می کنند که این رفتار نوجوانان آنها را نگران و یا عصبانی می کند، اما باید بدانیم که این رفتارها کاملاً طبیعی است. صاحبنظران حوزه تعلیم و تربیت این اطمینان را به والدین می دهند که تمامی ارزشهایی که قبل از نوجوانی به کودکان القاء می شود بعد از دوران نوجوانی حفظ خواهند شد. در اواسط نوجوانی مشکلاتی متفاوت از راه می رسد. در این دوران نوجوان بیشتر از آنکه والدین را به مبارزه بخواند، آنها را نادیده می گیرد. او زمان بیشتری را در بیرون از خانه سپری می کند و به همین دلیل ادبیات مورد استفاده او متفاوت از ادبیات اعضای خانواده خواهد شد. در این دوران نوجوانها مایل به کسب تجارب متعددی هستند و به اصطلاح از این شاخه به آن شاخه می پرند. سرانجام در اواخر نوجوانی به نظر می رسد که تا حدودی آرامش به خانواده باز می گردد، نوجوان در این دوران نسبت به پدر و مادر مطیع تر می شود و به بسیاری از ارزشها و نظرات والدین روی می آورد ( گرایدانوس، ترجمه صرامی فروشان و مطهری، 1388 ).

-         بهتر است والدین تظاهر نکنند که پاسخ همه سؤالات نوجوان را می دانند و یا در همه مواقع حق با آنهاست. در صورت بروز اشتباه از سوی والدین، طفره رفتن از اعتراف و عذرخواهی مشکلی را حل نمی کند.

-         کل نگری را باید کنار گذاشت، وقتی مسأله خاصی بروز می کند نباید آن را تعمیم داد. به جای گفتن " تو همیشه دیر به خانه بر می گردی " باید گفت " در هفته گذشته سه بار دیرتر از موعد مقرر به خانه بازگشتی ".

-         در گرماگرم عصبانیت از نوجوان نمی توان مشکلی را حل کرد، گاهی دقایقی لازم است تا عصبانیت والدین و یا نوجوان فروکش کند. این فرصتها و دقایق را نباید نادیده گرفت و از دست داد ( گرایدانوس، ترجمه صرامی فروشان و مطهری، 1388 ).

-         به طور کلی در دوران نوجوانی  هر آنچه والدین به آن " بله " می گویند، نوجوان به آن " نه " می گوید.

-         در بسیاری از موارد والدین نقاط مثبت نوجوانشان را نادیده می گیرند و به نقاط منفی آنها تأکید می ورزند. به خاطر داشته باشید که نقاط مثبت بسیاری در نوجوانها وجود دارد. آنها نیازمند توجه، تحسین و ستایش هستند و نیاز دارند که والدین و خواهران و برادران بزرگتر در صحبتهای خود این ستایش و قدرشناسی را به آنها منتقل کنند. اینکه در اعماق وجود قدردان آنها باشیم کافی نیست، باید این مطلب را به آنها انتقال دهیم.

-         نوجوانان در اوایل و اواسط نوجوانی درک درستی از خودشان و نظر دیگران نسبت به آنها به عنوان یک فرد بالغ ندارند و همین امر تهدیدی برای اعتماد به نفس آنهاست. والدین با بیان نقاط قوت آنها و ابراز رضایت از برخی کارهای آنها می توانند درک روشنی از تواناییهای آنها به آنان عرضه کنند.

-         نباید از نوجوانان زیاد انتقاد کرد. انتقاد تنها باعث بیگانه شدن نواجوان با پدر و مادر می شود. در روابط آنها مداخله می کند و آن را تخریب می کند. والدین برای تحت تأثیر قرار دادن نوجوان ها لازم است میان انتقاد واقعی و تمجید واقعی، تعادل برقرار سازند. بنابراین، لازم است زمانی را صرف کنید و ببینید چه نکات مثبتی در نوجوانتان وجود دارد و حتماً این نکات را به او بگویید.

-         والدین نباید کارهایی را که باعث ناراحتی آنها شده است را با کسی که این کار را انجام داده اشتباه بگیرند. خشم والدین باید متوجه رفتار باشد نه شخص نوجوان.

-         رفتار و ظاهر نوجوان نباید باعث آزردگی خانواده شود. انتقاد دائم از نوجوان ویرانگر است، باید از کنار مسائل بی اهمیت گذشت، البته این مورد در مورد کودکان نیز صادق است اما در مورد نوجوانان از اهمیت بیشتری برخوردار است. در مورد مسائل مهم تر هم باید اجازه داد تا نوجوان بداند والدین با وجود مخالفت با نظر وی به او این حق را می دهند که نظر متفاوتی داشته باشد.

-         نباید از جملاتی مثل " وقتی من هم سن و سال تو بودم ... " استفاده کرد. بهتر است به جای این صحبتها  در جستجوی موضوعاتی بود که مورد علاقه دو طرف باشد مثل نجوم، هنر، ورزش و ... و با استفاده از آنها باب صحبت را با نوجوان گشود.

-         هنگام صحبت با نوجوان باید همچون یک فرد برابر با او رفتار شود. کسیکه عقایدش محترم است و به عنوان یک بزرگسال مورد پذیرش است. استفاده از لحن آمرانه و دستوری تعامل را به شدت خدشه دار می کند.

-         در صحبت با نوجوان باید از سخنرانی اجتناب کرد. حفظ تعامل دو طرفه در صحبت و کوتاه بودن آن ضروری است.

-         زمانی که برای صحبت انتخاب می شود باید متناسب با حال و وضع نوجوان باشد، نه اینکه صرفاً تمایل  و آمادگی والدین در آن دخیل باشد.

-         حتی اگر عقاید نوجوان با والدین متفاوت باشد، باید به صحبت ادامه داد و آرامش را در تمام طول صحبت حفظ کرد و مهمتر اینکه نباید در درون خود نسبتهای بدی به نوجوان داد.

-         نباید نوجوان را با سایر همسالان  او مقایسه کرد. این کار به هیچ وجه به نوجوان انگیزه پیشرفت نمی دهد.

-         به جای حمله به نوجوان، می توان احساس واقعی خود و مسأله ای که وجود دارد را مطرح کرد.

-         قبل از بروز هر نوع مشکلی بهتر است قوانین و انتظارات برای نوجوان شرح داده شود.

-         اجتناب از طعنه، کنایه و سخنان نیش دار در مقابل نوجوان بیش از هر کس دیگری با اهمیت است ( فی بر و مازلیش، ترجمه قراچه داغی، 1388 ).

-         کوتاه بودن مکالمه با نوجوان در تمامی مواقع لازم است، اما گاهی می توان به دنبال فرصتهایی بود تا درباره احساسات، عواطف، روحیه ها، سرگرمی ها، رفتارهای درست و غلط و مسائل مختلف صحبت کرد.

-         نوجوان بالاخص در ابتدای این دوران مایل است درباره مسائلی که به زمان حال مربوط است صحبت کند. بهتر است کمتر راجع به آینده و مسائلی که در سالهای دور اتفاق خواهد افتاد با او صحبت کرد.

-         روی هر لغتی که به کار می رود باید دقت شود تا هیچ سوء تفاهمی ایجاد نشود. نوجوانها برای فرار از قوانین والدین دنبال هر نوع مفری می گردند. مثلاً وقتی نوجوان شما در حال خروج از منزل است، به جای گفتن عبارت " قبل از تاریکی هوا  منزل باش" بهتر است به او بگویید " ساعت 5 خانه باش".

-         تا جایی که امکان دارد باید به دنبال موقعیتهایی برای تشویق و تأیید نوجوان بود. نوجوانان حتی زمانی که بیشترین سرکشی و طغیان را دارند، نگران هستند که مبادا والدین خود را ناامید کنند و به همین دلیل ممکن است بیشتر تجربیات، کنجکاویها و عقاید خود را برای جلوگیری از طرد شدن از طرف افراد خانواده پنهان می کنند ( استادان طرح جامع آموزش خانواده، 1379 ).

ذکر دو نکته در انتهای بحث خالی از فایده نیست. اول اینکه والدین بهترین مشاوران کودکان خود هستند و می بایست مهارتهایی که می آموزند با توجه به ویژگیهای کودک خود و شرایط خاصی که ایجاد می شود به کار گیرند. ودوم اینکه در فرایند تغییر رفتار کودکان باید صبور بود، در طول یک یا دو هفته منتظر تغییرات نباشید، اما هر مرحله از پیشرفت را مورد توجه قرار دهید. اگر دیدید کودک شما به دوستش می گوید : " در منزل ما کسی شخص دیگری را سرزنش نمی کند " و یا پسر بزرگ شما از خواهر کوچکترش عصبانی است و به او می گوید : " آنقدر از دستت عصبانی هستم که دوست دارم بکوبم توی سرت ولی این کار را نمی کنم " بدانید پیشرفت کرده اید. منتظر پیشرفتهای بعدی بمانید.

 

فهرست منابع

-         استادان طرح جامع آموزش خانواده ( 1379 ). خانواده و فرزندان، جلد سوم،  تهران : انتشارات انجمن اولیاء و مربیان.

-         استادان طرح جامع آموزش خانواده ( 1379 ). خانواده و فرزندان، جلد پنجم،  تهران : انتشارات انجمن اولیاء و مربیان.

-         حسینی، سید محمد ( 1387). منتخب میزان الحکمه، ترجمه: حمیدرضا شیخی، قم : مؤسسه علمی – فرهنگی دارالحدیث.

-         فرلاند، فرانسیس ( 1386 ). برای پدران و مادران خسته و پرمشغله، ترجمه : حجازی، مژده، تهران : نشر سخن.

-         فی بر، ادل؛ مازلیش، الاین ( 1388 ). چگونه حرف بزنیم تا نوجوانها گوش بدهند و چگونه گوش بدهیم تا نوجوانها حرف بزنند، ترجمه : قراچه داغی،  مهدی،  تهران : انتشارات مهر.

-         فی بر، ادل؛ مازلیش، الاین ( 1383 ). به بچه ها گفتن از بچه ها شنیدن 2، ترجمه: معتکف، نفیسه؛ عباسی فر، فاطمه، نشر دایره.

-         کاپلان، پاول، اس. ( 1386 ). روانشناسی رشد ( سفر پرماجرای کودک )، ترجمه : فیروزبخت، مهرداد، تهران : نشر مؤسسه خدمات فرهنگی رسا.

-         گینات، هایم  ( 1388 ). کودک، انسان، خانواده، ترجمه : ناصحی، گیتی، تهران : نشر نی.

-         گینات، هایم ( 1390 ). رابطه بین والدین و کودکان، ترجمه : سرتیپی، سیاوش، تهران : انتشارات اطلاعات.

-         گریدانوس، دونالد، ای ( 1388 ). مراقبت از نوجوانان، ترجمه : صرامی فروشان، پوریا؛ مطهری، بزرگمهر، تهران : انتشارات رشد.

-         میر، دان دینگ  (پدر)؛ مکی، گری؛  میر، دان دینگ  ( پسر ) ،  ( 1389 ). راهنمای فرزند پروری موفق، ترجمه : رئیس دانا، مجید، تهران : انتشارات رشد.

 

-          Lee,I. K. ( 1991 ). Winning Ways to Talk with Young Children, Availablein www.amazon.com.

 

 

 



[1] - کارشناس ارشد تحقیقات آموزشی

[2] - Ginott, H.

[3] - Mieyr, D.

[4] -Faber & Mazlish

[5] -Kaplan,P.

[6] -  Lee

[7] - Ferland, F.

[8] - برای کسب اطلاعات بیشتر رجوع کنید به کتاب کودک، انسان، خانواده. اثر هایم گینات، ترجمه گیتی ناصحی.





ثبت نظر بسته


ارسال به دوستان بسته

تمامی حقوق مادی و معنوی این وب سایت به
موسسه فرهنگی آموزشی پارسا تعلق دارد. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.
طراحی و بهینه سازی:
معاونت تحقیق و توسعه پارسا
سامانه اداری بازی های آموزشی اطلاعیه ها درباره ما
اطّلاعات ثبت نام گالری تصاویر خبرنامه ارتباط با ما
تحقیقات دانش آموزی فیلم و صدا اخبار نقشه سایت
کلاس خوشنویسی دهکده فرهنگی آموزشی مقاله ها پرسش های متداول